مناظره امام با یحی ابن اکثم | بلاگ

مناظره امام با یحی ابن اکثم

تعرفه تبلیغات در سایت

مناظره امام جواد با یحی بن اکثم

وقتى <<مامون>> از <<طوس>> به <<بغداد>> آمد، نامه اى براى حضرت جواد (ع) فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته این دعوت نیز مثل دعوت امام رضابه طوس، دعوت ظاهرى و در واقع سفر اجبارى بود.
حضرت پذیرفت و بعد از چند روز که وارد بغداد شد، مأمون او را به کاخ خود دعوت کرد و پیشنهاد تزویج دختر خود <<اُمّ الفضل>> را به ایشان کرد.
امام در برابر پیشنهاد او سکوت کرد. مأموناین سکوت را نشانه رضایت حضرت شمرد و تصمیم گرفت مقدمات این امر را فراهم سازد.
او در نظر داشت مجلس جشنى تشکیل دهد، ولى انتشار این خبردر بین بنى عباس انفجارى به وجود آورد: بنى عباس اجتماع کردند و با لحن اعتراض آمیزى به مأمون گفتند: این چه برنامه اى است؟ اکنون که على بن موسى از دنیا رفته و خلافت به عباسیان رسیده باز مى خواهى خلافت را به آل على برگردانى؟! بدان که ما نخواهیم گذاشت این کار صورت بگیرد، آیا عداوتهاى چند ساله بین ما را فراموش کرده اى؟!
مامون پرسید: حرف شما چیست؟ ...ادامه مطلب

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفترآیت الله مکارم شیرازی

مامون پرسید: حرف شما چیست؟
گفتند: این جوان خردسال است و از علم و دانش بهرهاى ندارد.
مامون گفت: شما این خاندان را نمى شناسید، کوچک و بزرگ اینها بهرهعظیمى از علم و دانش دارند و چنانچه حرف من مورد قبول شما نیست او را آزمایش کنید و مرد دانشمندى را که خود قبول دارید بیاورید تا با این جوان بحث کند و صدق گفتار من روشن گردد.
عباسیان از میان دانشمندان، <<یحیى بن اکثم>> را (به دلیل شهرت وى) انتخاب کردند و مامون جلسه اى براى سنجش میزان علم و آگاهى امام جوادترتیب داد. در آن مجلس یحیى رو به مأمونکرد و گفت: اجازه مى دهى سوالى از این جوان بنمایم؟
مامون گفت: از خود او اجازه بگیر.
یحیى از امام جواداجازه گرفت. امام فرمود: هر چه مى خواهى بپرس.
یحیى گفت: درباره شخصى که مُحْرِم بوده و در آن حال حیوانى را شکار کرده است، چه مى گویید؟(1)
امام جواد (ع) فرمود: آیا این شخص، شکار را در حِلّ (خارج از محدوده حَرَم) کشته است یا در حرم؟ عالم به حکم حرمت شکار در حال احرام بوده یا جاهل؟ عمداً کشته یا بخطا؟ آزاد بوده یا برده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ براى اولین بار چنین کارى کرده یا براى چندمین بار؟ شکار او از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟ از حیوانات کوچک بوده یا بزرگ؟ باز هم از انجام چنین کارى ابا ندارد یا از کرده خود پشیمان است؟ در شب شکار کرده یا در روز؟ در احرامِ عُمره بوده یا احرامِ حج؟!
یحیى بن اکثم از این همه فروع که امام براى این مسئله مطرح نمود، متحیر شد و آثار ناتوانى و زبونى در چهره اش آشکار گردید و زبانش به لکنت افتاد به طورى که حضار مجلس ناتوانى او را در مقابل آن حضرت نیک دریافتند.
مامون گفت: خداى را بر این نعمت سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم همان شد.
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: آیا اکنون آنچه را که نمى پذیرفتید دانستید؟!(2)
آنگاه پس از مذاکراتى که در مجلس صورت گرفت، مردم پراکنده گشتند و جز نزدیکان خلیفه، کسى در مجلس نماند. مأمونرو به امام جواد(ع) کرد و گفت: قربانت گردم خوب است احکام هر یک از فروعى را که در مورد کشتن صید در حال احرام مطرح کردید، بیان کنید تا استفاده کنیم. امام جواد(ع) فرمود: بلى، اگر شخص محرم در حِلّ (خارج از حرم) شکار کند و شکار از پرندگان بزرگ باشد، کفارهاش یک گوسفند است و اگر در حرم بکشد کفارهاش دو برابر است؛ و اگر جوجه پرنده اى را در بیرون حرم بکشد کفاره اش یک بره است که تازه از شیر گرفته شده باشد، و اگر آن را در حرم بکشد هم بره و هم قیمت آن جوجه را باید بدهد؛ و اگر شکار از حیوانات وحشى باشد، چنانچه گورخر باشد کفاره اش یک گاو است و اگر شتر مرغ باشد کفارهاش یک شتر است و اگر آهو باشد کفاره آن یک گوسفند است و اگر هر یک از اینها را در حرم بکشد کفاره اش دو برابر مى شود.
و اگر شخص محرم کارى بکند که قربانى بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد باید قربانى را در <<مِنى >> ذبح کند و اگر در احرام عمره باشد باید آن را در <<مکّه>> قربانى کند. کفاره شکار براى عالم و جاهلِ به حکم، یکسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب کفاره) گناه نیز کرده است، ولى در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است. کفاره شخص آزاد بر عهده خود او است و کفاره برده به عهده صاحب او است و بر صغیر کفارهنیست ولى بر کبیر واجب است و عذاب آخرت از کسى که از کرده اش پشیمان است برداشته مى شود، ولى آنکه پشیمان نیست کیفر خواهد شد.(3)
مامون گفت: احسنت اى ابا جعفر! خدابه تو نیکى کند! حال خوب است شما نیز از یحیى بن اکثم سوالى بکنید همان طور که او از شما پرسید. در این هنگام ابو جعفر (ع) به یحیى فرمود: بپرسم؟ یحیى گفت: اختیار با شماست فدایت شوم، اگر توانستم پاسخ مى گویم وگرنه از شما بهرهمند مى شوم.
ابو جعفر (ع) فرمود: به من بگو در مورد مردى که در بامداد به زنى نگاه مى کند و آن نگاه حراماست، و چون روز بالا مى آید آن زن بر او حلال مى شود، و چون ظهر مى شود باز بر او حراممى شود، و چون وقت عصر مى رسد بر او حلال مى گردد، و چون آفتاب غروب مى کند بر او حراممى شود، و چون وقت عشا مى شود بر او حلال مى گردد، و چون شب به نیمه مى رسد بر او حراممى شود، و به هنگام طلوع فجربر وى حلال مى گردد؟ این چگونه زنى است و با چه چیز حلال و حراممى شود؟
یحیى گفت: نه، به خداقسم من به پاسخ این پرسش راه نمى برم، و سبب حرامو حلال شدن آن زن را نمى دانم، اگر صلاح مى دانید از جواب آن، ما را مطلّع سازید.
ابو جعفر (ع) فرمود: این زن، کنیز مردى بوده است. در بامدادان، مرد بیگانه اى به او نگاه مى کند و آن نگاه حرامبود، چون روز بالا مى آید، کنیز را از صاحبش مى خرد و بر او حلال مى شود، چون ظهر مى شود او را آزاد مى کند و بر او حراممى گردد، چون عصر فرا مى رسد او را به حباله نکاح خود در مى آورد و بر او حلال مى شود، به هنگام مغرب او را <<ظِهار>> مى کند(4) و بر او حراممى شود، موقع عشار کفاره ظهار مى دهد و مجدداً بر او حلال مى شود چون نیمى از شب مى گذرد او را طلاق مى دهد و بر او حرام مى شود و هنگام طلوع فجررجوع مى کند و زن بر او حلال مى گردد.(5)،(6)

پی نوشت:
(1) . يكى از اعمالى كه براى اشخاصِ در حال احرام، در جريان اعمال حج يا عمره حرام است شكار كردن است. در ميان احكام فقهى، احكام حج، پيچيدگى خاصى دارد، از اينرو افرادى مثل يحيى بن أكثم، از ميان مسائل مختلف، احكام حج را مطرح مى كردند تا به پندار خود، امام را در بن بست علمى قرار دهند!
(2) . مجلسى، بحار الأنوار، الطبعه الثانيه، تهران، المكتبه الاسلاميه، 1395 ه".ق، ج 50، ص 75 - 76 - قزوينى، سيد كاظم، الامام الجواد من المهد اًّلى اللحد، الطبعه الأولى، بيروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه".ق، ص 168 - .172 راوى اين قضيّه <<ريّان بن شبيب>> - دايى معتصم - است كه از ياران امام رضا - عليه السلام - و امام جواد و از محدثان مورد وثوق بوده است (قزوينى، همان كتاب، ص 168 - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبه بصيرتى، ص 319 - 321 - طبرسى، الاحتجاج، نجف، المطبعه المرتضويه، 1350، ص 245 - مسعودى، اثبات الوصيه، نجف، منشورات المطبعه الحيدريه، 1374 ه".ق، ص 216 - شيخ مفيد، الاختصاص، تصحيح و تعليق: على اكبر الغفّارى،، منشورات جماعه المدرّسين فى الحوزه العلميه - قم المقدسه، ص 99).
(3) . مجلسى، همان كتاب، ص 77 - قزوينى، همان كتاب، ص 174 - شيخ مفيد، الارشاد، ص 322 - طبرسى، همان كتاب، ص 246 - مسعودى، همان كتاب، ص 217 - شيخ مفيد، الاختصاص، ص .100.
(4) . ظِهار عبارت از اين است كه مردى به زن خود بگويد: پشت تو براى من يا نسبت به من، مانند پشت مادرم يا خواهرم، يا دخترم هست، و در اين صورت بايد كفاره ظِهار بدهد تا همسرش مجدداً بر او حلال گردد. ظِهار پيش از اسلام در عهد جاهليت نوعى طلاق حساب مى شد و موجب حرمت ابدى مى گشت، ولى حكم آن در اسلام تغيير يافت و فقط موجب حرمت و كفاره گرديد.
(5) . مجلسى، بحار الأنوار، الطبعه الثانيه، تهران، المكتبه الاسلاميه، 1395 ه".ق، ج 50، ص 78 - قزوينى، سيد كاظم، الامام الجواد من المهد اًّلى اللحد، الطبعه الأولى، بيروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه".ق، ص 175. - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبه بصيرتى، ص322 - طبرسى، الاحتجاج، نجف، المطبعه المرتضويه، 1350، ص247.
(6) . گرد آوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 544
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفترآیت الله مکارم شیرازی
...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 ساعت: 8:05